کلبه ی انتظار
:.انتظار گل نرگس.:


 

پس از واقعه ی سهمگین عاشورا تند بادی وزیدن گرفت هوا ابری و تیره و تار شد به طوری که دیگر کسی چیزی را نمی توانست ببیند...

زمین به لرزه در آمد..از شرق تا غرب را ظلمتی عظیم فراگرفت... و برق صاعقه پشت سر هم می درخشید و از آسمان خون تازه باریدن گرفت... خون از سنگ ها می جوشید... و از سنگریزه های بیت المقدس ظاهر می شد...

تمامی دریاها به موج آمدند و ماهیان دریا را بیرون انداختند و برای سید و سالار دشت کربلا نوحه سردادند... فرشته ای از فرشته های فردوس بر دریاها نازل شد، بال هایش را در سراسر دریاها پهن کرد و ندا سر داد که ای اهل دریا لباس اندوه در برکنید که دردانه ی زهرا (س) را ذبح کردند...

تا هفت روز و هفت شب افق سرخ بود و شب ها آسمان از کران تا کران به رنگ خون...

ای اهل زمین و فرزند خاک آیا شما از ابر، باران،زمین، ماهیان،دریا، و سنگ کمترید؟!! لباس عزا به تن گیرید که ماه عزای آل محمد (ص)فرارسید...

اگر ماه محرم می دانست که چطور بلایایی در آن نازل خواهد شد سپیده ی صبح آن ظاهر نمی شد وآفتاب آن هیچگاه طلوع نمی کرد...

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢٩ ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

هرکویی رو کنم تا ببینم من تورا

پشت ابری یارمن یا من نمی بینم تورا

روز و شب راه تو را من چراغان کرده ام

تا بیایی روز من را خود چراغانی کنی

اگر تو نبودی ،


نگاه منتظرم راه را بر نگاه که می بست ؟

اگر تو نبودی کدام واژه به لبهای من گره می خورد ؟

دلم هوای که را می کرد ؟

فضای خاطره ام عطر یاد که را داشت ؟

کدام واژه به جای «
نام زیبای تو » ورد لبم می شد ؟

چه کسی غم از دلم می زدود ؟

اگر تو نبودی

کدام شرم ، نجیبانه آتشم می زد؟

کدام بغض ، غریبانه گریه سرمی داد ؟

اگر تو نبودی به شوق که آغاز می توانستم ؟

به سوی که پرواز می توانستم ؟

نازنینم ! تو را به جان سپیده ، تو را به سوسن و شبنم

تو را به ساقه ی گندم تو را به سوره ی مریم

تو را به نازکی خواب یک بنفشه ی زیبا

تو را به بارش باران تو را به آبی دریا

تو را به پاکی کوثر تو را به شبنم بیتاب

تو را به رویش نیلوفرانه در مهتاب

تو را به جان شقایق تو را به لاله ی تبدار

تو را به گرمی آتش تورا به لحظه ی دیدار

تو را به هق هق آرام و بیصدا سوگند

بیا ، بیا که بیایی بهار خواهد ماند

 

 

 میلاد یگانه منجی عالم بشریت، یوسف زهرا(س)، حضرت مهـــدی(عج) بر تمامی عاشقان و شیفتگان و محضر ائمه ی اطهار(ع) تبریک و تهنیت باد...

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٥ ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

چون باد صبا غالیه پرداز شود

صورتگری بهار آغاز شود

آن روز بهار عاشقان است که چشم

بر طلعت صاحب الزمان باز شود...

آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای

پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسیدند که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسیدند

 که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمودند: آری، در این روز بود که خداوند

 عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمودند:" عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس

 مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس

 آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در

این روز رسم شده." سپس از آن حلوا تناول کردند ، جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و

 فرمودند کاش هر روزی بر ما نوروز بود...

نقل است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق(ع) در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند پس حضرت صادق(ع) فرمودند: سوگند به خداوند که این بزرگداشت عید نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی، سپس گفت: روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و برای او شریک و انبازه ای قرار ندهند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند،همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد،همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت ،همان روزی است که پیامبر خدا ،امیر المومنین (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند،همان روزی است که پیامبر به یاران خود فرمود با علی (ع) بیعت کنند،

همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می کنند و همان روزی است  که منجی موعود حضرت مهدی(عج) بر دجال پیروز می شود و او را در کنار کوفه بر دار می کشد،و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان است...

نوروز ١٣٨٨ خورشیدی را پیشاپیش به تمامی عاشقان و به محضر بهانه ی انتظارمان تبریک عرض می کنم/

سالی سرشار از موفقیت و کامیابی را برایتان آرزومندیم

با آرزوی زیباترین و دوست داشتنی ترین دقایق

یاحق

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٥ ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

.:.بسم رب المهدی.:.

تــکه ای از پر پــرواز کم است

یــازده بار شــمردیم یکی بــاز کم است

این هــمه آب که جــاریست نه اقیــانوس است

عــرق شــرم زمــین است کــه ســر بــاز کــم است

آغاز امامت مولای دلها حضرت امام زمان (عج) و فرا رسیدن نهم ربیع الاول
« عـیـد الـزهـرا » بر منتقم خون گل نرگس ، حضرت ولی عصر (عج)

وتمامی محبان و شیفتگان حضرت زهرا (س) تبریک و تهنیت باد

نقل است از ابی الدیان (یکی از چاکران حضرت امام عسگری(ع)):

به خدمت آن حضرت شتافتم آن جناب را بیمار و ناتوان یافتم، آن جناب نامه ای چند نوشته به من داد و فرمود که این نامه ها را به مدائن رسان و به فلان و فلان از دوستان ما بسپار و بدان که بعد از پانزده روز دیگر به این بلده خواهی رسید و آواز نوحه از خانه ی من خواهی شنید و مرا در غسل گاه خواهی دید!

ابوالدیان می گوید که گفتم ای خواجه و مولای من چون این واقعه ی عظیم روی دهد حجت خدا و راهنمای ما چه کس خواهد بود؟ فرمود:" آن کسی که جواب های نامه های مرا از تو طلب نماید." گفتم زیاده ازین هم اگر نشانی مقرر فرمایی چه شود؟ فرمود:" آن کسی که بر من نماز گذارد او حجت خدا و راهنما و امام و قائم به امر است بعد از من."

دگر باره سوال کردم و جواب آمد از آن جناب که" داخل نمی شود در بهشت مگر آن که معرفت او مثل معرفت من باشد، و قائل باشد به آنچه من می گویم" چون داخل شدم بر سید خود ابی محمد(ع) و نظر کردم به جامه های سفید نرمی که در بر او بود در نفس خود گفتم، ولی خدا و حجت او جامه های نرم می پوشد و ما را امر می فرماید به مواساه اخوان ما، و ما را نهی می کند از پوشیدن مانند آن. پس با تبسم فرمود: ای کامل! و ذراع خود را بالا برد، پس دیدم پلاس سیاه زبری که بر روی پوست بدن مبارکش بود پس فرمود:" این برای خداست و این برای شما"…پس خجل شدم و نشستم در نزد دری که بر آن پرده آویخته بود. پس بادی وزید و طرفی از آن را بالا برد و دیدم جوانی را که گویا پاره ی ماه بود چهارساله یا مثل آن....

برای مشاهده ی ادامه ی مطلب بر روی لینک زیر کلیک کنید

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱۸ ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

مولای من مهدی جان!

                سوالی ساده دارم از حضورت

                                 من آیا زنده ام وقت ظهورت؟!

                                            اگر تو آمدی من رفته بودم

                                                         اسیر سال و ماه و هفته بودم

                                                                     دعایم کن دوباره جان بگیرم

                                                بیایم در حضور تو بمیرم

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد...

دعا کبوتر عشق است و بال و  پر دارد...

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب...

که روزگار بسی فتنه ها به سر دارد...

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا...

ز  پشت  پرده ی غیبت به ما نظر دارد...

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢٧ ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

محتوای این پست:

قطره خونی که مصیبت آفرید

مصیبت بازماندگان واقعه ی عاشورا در راه شام

ملاقات زن یزید با اسرای شام در بدو ورود ایشان به قصر

 

قطره خونی که مصیبت آفرید:

 

هنگامی که سر مبارک اباعبدالله الحسین را نزد عبیدالله بن زیاد بردند آن ملعون سر مطهر امام را برداشت تا از نزدیک بر روی چهره شان نظاره کند...

ناگاه برقی در چشمان سر مبارک درخشیدن گرفت طوری که ناگاه دست آن ملعون به لرزه در آمد و سر مبارک بر زانوی او افتاد و قطره ی خونی از گلوی مبارک چکید از جامه ی عبید الله گذشت و ران او را زخمی کرد...

ابن زیاد سالها به مداوای آن زخم پرداخت اما علاوه بر آنکه بهبودی نیافت بلکه زخم در ران آن ملعون سخت متعفن شد به طوری که مجبور شد تا همیشه مقداری مشک را در میان پارچه ای به محل زخم ببندد تا بوی ناخوش آن اطرافیان را آزار ندهد...

 

مرویست هنگامی که ابراهیم بن مالک اشتر در تاریکی شب ابن زیاد را به قتل رسانید ندانست که چه کسی را کشته است وقتی همراهان از وی درباره ی شخصیت مقتول پرسیدند گفت: " من کسی را کشتم که بوی مشک همواره از او ساطع بود" و چون در روشنایی روز به جستجوی کشتگان رفتند او را شناختند که یکی از قاتلان امام حسین (ع) عبید الله بن زیاد است./

سخن سر امام حسین(ع) به حامل آن:

"همانطور که بین سرو بدنم جدایی انداختی خداوند بین گوشت و استخوانت جدایی اندازد و تو را نشانه و عبرتی برای جهانیان قرار دهد...

اللهم عجل الولیک الفرج


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢۱ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

محتوای این پست:

درد و دل های رباب با طفل شیرخواره اش

لالایی های مادر در غم شش ماهه اش

زبان حال اباعبدالله الحسین(ع) در فراق برادرش اباالفضل العباس(ع)

وداع ماه بنی هاشم با برادر

قتلگاه ابالفضل العباس(ع)

بی تابی های زینب(س)  در وداع برادر

وداع های آتشین حضرت زینب (س) با امام حسین(ع)

مصیبت های حضرت زینب(س) درفراق برادر

 دوست دارم کز غم جانسوز عاشورا بمیرم 

بنده ای باشم و ازعشق حسین یک جا بمیرم

میکشد شرمم که بعد از او نفس آید هنوزم 

جای دارد کز غم این زندگانی ها بمیرم 

می زنم خود لاف عشق اما شود ثابت زمانی 

چون رسم برکوی عشقم جان دهم آنجا بمیرم

کاش سر بر تربت کویش نهم در آخرین دم 

در جوار قتلگاه زاده ی زهرا بمیرم

کشته شد میر جهانی، مرگ بر این زندگانی  

زندگی آن است کز این محنت عظمی بمیرم

هرطرف گلچهره ای درخاک و خون افتاده بی جان

یارب از داغ کدامین لاله ی احمر بمیرم؟؟؟

از برای اصغر و قاسم نثار این جان نمایم 

یا که از داغ حسین و اکبر لیلا بمیرم؟؟؟

یا کنار نهر علقم،دست غم برسر بکوبم؟

وز غم ناکامی آن تشنه لب سقا بمیرم  

آرزو دارم خدایا چون رسد به پایان

در حریم قدس این گلخانه ی دنیا بمیرم....

*****

با تو هستم ای قلم
تو ای همراه و ای همزاد من
سرنوشت هر دومان حیران بازی های زشت سرنوشت
شعر هایم را نوشتی دست خوش
اشک هایم را کجا خواهی نوشت...

برای استفاده از متن عنوان روی لینک زیر کلیک کنید 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱٦ ٩:٥٦ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

محتوای این پست:

  وقایع و مذاکره در نیمه شب عاشورا...

  مقتل جوان ترین ورعناترین شهید دشت کربلا(علی اکبر(ع))...

  مصیبت تک نوداماد دشت کربلا(حضرت قاسم))...

امشب شهادتنامه ی عشاق امضا می شود

فردا زخون عاشقان این دشت دریا میشود

امــــشب کنار یکدگر بــــنشسته آل مصطفی

فرداپریشان جمعشان چون قلب زهرا میشود

امشب صدای خواندن قرآن بگوش آید ولی

فردا صدای الامان زین دشــت برپا میشود

امشب کنارمادرش لب تشنه اصغرخفته است

فردا خــدایا بسترش آغــــوش صحرا میشود

امشب به خیل تشنگان عباس باشد پاسبان

فردا کنار علقــــمه ،بی دست سقا می شود

امشب بود جای عــلی آغوش گرم مادرش

فردا چو گلها پیکرش پامال اعدا می شود

امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفی ست

فردا زمرکب سرنگون، این سرو رعنا میشود

ترسم زمین و آسمان زیرو زبر گردد خدا

فردا اسارتنامه ی زینب چواجرا میشود...

برای استفاده از متن عنوان ها روی لینک زیر کلیک کنید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱٤ ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

 محتوای این پست:

**فلسفه ی حروف رمز"کهیعص" در قرآن

**دیار غریب و پرماجرای کرب وبلا

کعبه از کرب و بلا فیض دمادم دارد

          هستی از خون خدا قبله ی عالم دارد

                    کعبه را کرده سیه پوش غم ثارالله

                            سالها هست به بر جامه ی ماتم دارد

                                   حرم قدس خدا روز و شب از داغ حسین

                                             اشک بر دامنش از چشمه ی زمزم دارد

برای استفاده از متن عنوان ها روی لینک زیر کلیک کنید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱٢ ٩:٠٠ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

محتوای این پست:

**علت نامگذاری نام "حسین" برای فرزند دوم فاطمه ی زهرا(س) و حضرت علی(ع)

**علت قسم یاد کردن خداوند به قلم درقرآن(قسم به لوح و قلم)

**بی تابی های رسول اکرم(ص) برای دردانه ی عرش هستی(در دوران کودکی آن حضرت)

                    گفتم حسین و شد دلم از غم گرفته باز

                                   شد آشکار این غم در دل نهفته باز

                    شادی زیادم رفت و غم آمد نرفته باز

                                   بعد ازحسین چون دل زهرا به ماتم است

                   دیگرچه شادی وچه سروری به عالم است!

 

برای استفاده از متن عنوان ها روی لینک زیر کلیک کنید

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱٠ ۸:٢٦ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

محتوای این پست:

** توصیفی پیرامون سیرت و صورت اباعبدالله حسین (ع)

**دوران بارداری حضرت فاطمه ی زهرا(س)

**معامله ی خداوند در روز الست با سرور دشت کربلا (پیرامون خریداری گناهان جوانان و زنان)

ضمن تسلیت ایام عزاداری سرور وسالار شهیدان دشت کربلا در این پست و پست های بعدی همون جوری که وعده داده شد به امید خدا سعی می کنیم مطالب ناب و زیبایی رو که کمتر کسی باهاشون برخورد داشته رو به رشته ی تحریر در بیاریم و از آنجایی که تو این ماه عزیز فرصت ها غنیمته و گرانبها، سعی می کنیم مطالب خلاصه و کوتاه و مفید بیان بشن که وقت عزادارن حسینی چه رهگذر و چه خوانندگان ثابت کلبه ی انتظارمون تا حد امکان گرفته نشه...

بسم الله...

برای استفاده از متن عنوان ها روی لینک زیر کلیک کنید

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٩ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifز لیلایی شنیدم یا علی گفت

به مجنونی رسیدم یاعلی گفت

 http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gif  مگر این وادی دارالجنون است!!!

 که هر دیوانه دیدم یاعلی گفت

http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifیقین خالق به وقت آفرینش

به گوش کل عالم یاعلی گفت

 http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gif نسیمی غنچه ای را باز می کرد

به گوش غنچه کم کم یاعلی گفت

http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifسرشت لاله گل را شستشو داد

گل از این لطف شبنم یاعلی گفت

 http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gif چمن با ریزش باران رحمت

چو می بارید نم نم یاعلی گفت

http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifبه خود لرزید شاخ بید مجنون

به خاک افتاد و ازغم یاعلی گفت

http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifخروش رعد و فریاد فلک هم

زبس بیچاره مسلم یاعلی گفت

http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifوفاداری شرط عشق بازیست

که جان را دادو میثم یاعلی گفت

 http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gif مسیحا چون دم از اعجاز می زد

 زبس بیچاره مریم یاعلی گفت

http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifخمیر خاک عالم را سرشتند

 چو برمی خواست آدم یاعلی گفت

  http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gif مگر خیبر زجایش کنده می شد؟؟؟!!

 یقین آنجا علی هم یاعلی گفت

علی را ضربتی کاری نبوده!!!!!!

 گمانم ابن ملجم یاعلی گفت...

حالا که چهارده سده در دل قیامت است** اهداف سبز پنجره پیغام حضرت است...مردی از تبار نور در ابتدای عشق**آماده ی تلاوت باران بیعت است...خورشید راز تازه ی خود را بیان نمود**این آخرین نتایج امر رسالت است...گل یک به یک مطالب این برکه را شمرد**دریاچه سمت محضر او در اطاعت است**ظهری که دست حادثه تا آسمان رسید...این مژده ای زعالم عدل و عدالت است**دنیا پر از تراوش خورشید می شود...تا کوچه زیر پوشش نور ولایت است*

عید سعید غدیر خم عید امامت و ولایت برتمامی عاشقان و شیعیان تبریک و تهنیت باد...

 

همه میگن خدا تکه یکی و دوتا نداره

                              خدا میگه علی تکه نظیر وهمتا نداره

خدا به دست خودنوشت روسردرباغ بهشت

                               برای دشمن علی بهشت من جا نداره

 قشنگترین ثانیه ها پرامیدترین دقایق و بهترین روزهای آینده رو براتون آرزومندم

التماس دعا

یاحق

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢٦ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

**بسمالرحمن الرحیم**

به ساعت من تو تمام قرار ها را نیامده ای
کدام نصف النهار را از قلم انداخته ام؟

و کدام وادی را از پای نیانداخته ام؟
قرار روزهای بی قراریم!
کجای آسمان ببینمت؟ من از جستجوی زمین خسته ام...

جان مفهوم زیبای انتظارت فردا را دیر نکنی... و امیدم را

نا امید نکنی... سر کوچه ی بیقراری با عطر گل های نرگس

وجودت انتظارت می کشم...تا که باشد عطرنابت را خریدارم کنی...

قرارمون بازم این جمعه،کنار ساحل وجود تو، با سبدی از عنایت ونگاه تو...

با دامنی پراز گناه من، با عطرناب انتظار من...

نگذار که اینبارهم ناکام بماند غروب بیقرار من....

یابن زهرا امان زین جدایی           العجل یا بن طــه کجایی؟؟

ای که دادی تو تاب و توانم            گــشته نام تو ورد زبــــانم

تحفه گوی تــــو اندر زمانم            حرف دل باشداشک روانم

من همان بــنده ی روسیاهم             بارها داده مــــولا پــــناهم

با گــــناهم دلــت را شکستم            رشــته ی الفتت راگسستم

با نگاهی باز بنــــما عنایت             بازآغوش خود بگشا پناهت

گرچه عمرم نموده تــــباهم             همچومجنون پی ات درنگاهم

تــو امــــید همه عالــــمینی             نور چشمان طه حســینی

درد جانســوز مارا دوا کن              برفرج جان زهرا دعا کن...

دعا کن...

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢۱ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

آسمان بارانی است

اشک من هم جاری است

شاید این ابر که می نالد و می گرید از درد من است

آخری این ابر هم - از دلم با خبر است

شاید او می داند

که فرو خوردن اشک

قاتل جان من است...

ای بهانه ی انتظار یک لحظه بایست

ابر چشمم به هوای رخ تو بارانیست

 یک لحظه بایست و فقط یک جمله بگو

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟؟؟؟؟؟

دلم عجب گرفته مثل سابق نیست

زمین برای ظهورت هنوز لایق نیست

مگرنه سیصد و اندی سوار در راه است

چرا خبر از یکیشان در این دقایق نیست

میان جمعه ی ما تا سه شنبه ی ساکت

کسی که منطق عشقت نداند عاشق نیست.

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱٢ ۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

رضای من

     گوش می دهد من و شما که نیست
    دردهای من یکی دو تا که نیست

 پس اگر من و تو مثل آدمیم
 او فرشته است مثل ما که نیست

حاجیان به خانه ی تو می روند
این مسیر خانه ی خدا که نیست

مروه هم اگرچه سعی می کند
مثل مرقد تو باصفا که نیست

آب و دانه ی مرا نمی دهند
راهم از کبوتران جدا که نیست

قصه ی کبوتران کلیشه است
نقل قصه ی کلاغ ها که نیست

روی این کلاغ را زمین نزن
آتش است آه من هوا که نیست

درهم آبروی جمع را بخر
خرج و برج زائران سوا که نیست

جان بچه هات حاجت مرا ...
کوچک است گنبد طلا که نیست

وا نمی شود مگر به دست تو.

    حاجتم دست امام زاده ها که نیست

من که جز تو هیچ کسو ندارم

خودمو پای گنبدت می ذارم

به امیدی که لحظه ی مردن

سرمو روی دامنت بذارم

یا رضا گل بهارم

برده ای صبر وقرارم

رو نمای روی ماهت

همه ی دارو ندارم

وقتی که دلم غمینه

به غمو غصه عجینه

با هزار امید میاد و

پشت پنجرت میشینه

یا رضا دوای دردم

دلمو به تو سپردم

میشم امشب یه کبوتر

دور گنبدت میگردم

اغنیا مکه روند و

فقرا سوی تو آیند

جان به قربان تو آقا

   که تو حج فقرایی

 

شب میلاد هشتمین اختر تابناک امامت تک ستاره ی آسمان سرمدی بهانه ی همه ی عاشقان امام رضا(ع) برتمامی عاشقان و شیعیان تبریک و تهنیت باد

امیدوارم هرچیزی که دل پاکتون آرزوش رو داره

تواین شب عزیز تولد از دستان خود آقامون هدیه بگیرید

التماس دعا

یاحق 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/۱٩ ۳:۱٤ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

 

مخواه از رخ ماهت نگاه بردارم

مخواه چشم بپوشم ، مخواه بردارم

اگر به یـُمن ِ قدمهای مهربانت نیست

بگو که سجده از این قبله گاه بردارم

مگر بهشت نگاه توعاشقم بکند

که دست از سر ِ نقد ِ گناه بردارم

گناه ِ هرچه دلم بشکند به گردن توست

گناه ِ هر قدمی اشتباه بردارم

تو قرص ماهی و من کودکی که می خواهم

به قدر کاسه ای از حوض ِ ماه بردارم

بیا که چشم ِ جهانی هنوز منتظراست

بیا که دست از این اشک و آه بردارم...

**مولای من یا اباالصالح ادرکنی**

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/۱٧ ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

سر به روی کوی تو تا کی نهم یارم بیا
عاشق و زار و غریبم بی تو تنهایم بیا

بی پناهم عاشقم تا کی به فریادم رسی
خسته جانم بی کسم من چون گریزانم بیا

بی سبب ماندم زبی رنگی دریا تا ابد
بی تو و جان صبورم بی گناهم پس بیا

دل بدون روی تو سخت و پریشان خاطرست
روز و شب کار من و دل ناله های خفته است

گر ز بی رنگی دریا چاه خشکم پس بیا
سوزناکم تشنه ام یک مشت خاکم پس بیا...

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/۱٤ ۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

آقا بیا به خاطر باران ظهور کن

             ما را از این هوای سراسیمه دور کن

                                هرگاه برای بدرقه ی عشق می روی

                                                 از کوچه های خسته ی ما هم عبور کن

افسرده از هجوم هوس های عالمیم

              آقا دل بشکسته ی ما را صبور کن

                                 آقا بیا به حرمت مفهوم انتظار

                                                  اشعار ساده ی مرا یکبار مرور کن

می رسد شبی که تو از راه می رسی

               این باغ های شب زده را غرق نور کن

                                  یا صاحب الزمان قدمت خیر العجل

                                                   یعنی که ای تمام عدالت ظهور کن...

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/٢ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

نظریه ی قطعی ای درمورد جایگاه حضرت حجت عج در دست مسلمانان وشیعیان وجود ندارد اما جایگاه آن امام نور به هنگام ظهور در احادیث فراوانی، اعلام شده که اقامت گاه شخصی حضرت بقیةاللّه، أرواحنافداه، در دوران ظهور مسجد مقدّس سهله است. اینک شماری از این روایات آورده می شود. 1-محدّثان عالی مقام شیعه، با اسناد معتبر، در مجامع حدیثی خود، از راویان اخبار و ناقلان آثار، روایت کرده اند که روزی در محضر مقدّس حضرت امام صادق (ع) از مسجد سهله گفت و شنود شد. فرمودند: ((أما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله))؛ آن جا اقامت گاه صاحب ما است، هنگامی که با خانواده اش قیام کند...

 

برای استفاده از ادامه ی مطلب روی لینک زیر کلیک کنید.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/٢ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی... چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی... خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی... برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه! ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی... تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی...

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٥ ۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط نسترن منتظران مهدی()